حدیث سری اخر
حضرت صادق (ع ) فرمود: ريشه و سر هر خطا كارى دوستى دنيا است. اصول كافى جلد 4 صفحه 2
بايد دانست كه دنيا و دوستى آن بخودى خود مذموم نيست ، آنچه مذموم است آن دنيائى است كه انسانرا از كسب كمالات و تحصيل آخرت باز دارد، و او را بمهالك اندازد، و گرنه وسيله بسيارى از سعادت همين دنيا و دوستى آن است ، دنيا است كه محل نزول فرشتگان رحمت ، و خانه پيمبران ، و جاى تجارت اولياء خدا بوده ، چنانچه اميرالمؤ منين (ع ) فرمايد، و روى همين اصل ، پيمبران و ائمه اطهار از خداى تعالى طول عمر و ماندن در دنيا را مى خواستند، چنانچه در كلام سيد الساجدين عليه السلام است ، كه از خدا براى صرف در اطاعتش طول عمر مى خواهد، و البته اين چنين دنيائى عين آخرت است ، چنانچه در روايت صحيح از ابن ابى يعفور حديث شده است كه گويد: عرض كردم بحضرت صادق عليه السلام كه ما دنيا را دوست داريم ؟ فرمود: ميخواهى براى چه كار؟ عرض كردم : مى خواهم بوسيله بوسيله آن ترويج كنم و حج بجاى آورم و برنانخورهاى خود انفاق كنم ، و به برادران دينى خود برسانم ، و صدقه دهم ؟ فرمود: اين از دنيا نيست ، (بلكه ) اين آخرت است . پس رويهمرفته آنچه از اخبار و آيات استفاده مى شود آن است كه دوستى دنيائى كه باعث فراموشى آخرت و تن پرورى و واگذاردن دستورات الهى و حرص بر لذات و شهوات و گناهان و امثال اينها باشد مذموم است ، و بعبارت روشنتر دنيا را براى دنيا بخواهند نه براى آخرت ، ولى اگر دنيا را براى درك سعادات و كسب كمالات و آخرت بخواهد مذموم نيست بلكه ممدوح است (اين بود ملحض كلام مجلسى عليه الرحمة در باب ذم دنيا).
امام صادق (ع ) فرمود: شيطان پسر آدم را در هر چيز مى چرخاند ( و به هر گناهى پيشنهاد مى كند ) همين كه او را خسته كرد، در كنار مال كمين مى كند، و چون بدان جا رسد گريبانش را مى گيرد. اصول كافى جلد 4 صفحه 3
مقصود اينست كه مال و ثروت بزرگترين كمينگاه شيطان است زيرا بسيار كم است كه به ثروت برسد و او را نفريبد.
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : درهم و دينار ( و دوستى آنها ) آنان را كه پيش از شما بودند هلاك كردند، و همان دو هلاك كننده شمايند. اصول كافى جلد 4 صفحه 4
از حضرت امام صادق (ع ) حديث شده كه حضرت باقر عليه السلام فرمود: شخص حريص بر دنيا مانند كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر ابريشم بر خود مى پيچيد راه بيرون شدنش دورتر و بسته تر ميگردد، تا اينكه از غم و اندوه بميرد. اصول كافى جلد 4 صفحه 4
حضرت صادق عليه السلام : مردم بشناسائى ما و مراجعه بما و تسليم شدن براى ما ماءمورند ( در مقابل گفتار ائمه (ع) باید تسلیم باشیم و چون و چرا نکنیم )، سپس فرمود: و اگر چه روزه بگيرند و نماز گزارند و گواهى دهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست ؛ ولى پيش خود فکر کنند كه بما مراجعه نكنند ( و سخنانمان را گوش نکنند ) به همین گفتار مشرك گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه 114
حضرت صادق (ع) : براى مؤ من سزاوار نيست كه در مجلسى بنشيند كه خداوند در آن مجلس نافرمانى شود و آن مؤ من قدرت بر بهمزدن آن مجلس نداشته باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 82
حضرت صادق (ع) : با اهل بدعت رفاقت و هم نشينى نكنيد تا نزد مردم چون يكى از آنها محسوب شويد، رسولخدا (ص ) فرمود: انسان بر كيش دوست و رفيق خود است. اصول كافى جلد 4 صفحه 83 ( یعنی با خوبان رفاقت کن تا خوب شناخته شوی و با بدان رفاقت نکن که بد شناخته میشوی )
امام صادق (ع ) فرمود: در مناجات موسى عليه السلام آمده است كه : اى موسى دنيا خانه كيفر است ، من آدم را براى خطائى كه از او سر زد در آن كيفر دادم ، و دنيا را ملعونه قرار دادم ، آنچه در آنست ملعونست مگر آنچه براى من باشد، اى موسى بندگان شايسته من باندازه دانششان در دنيا زهد ورزيدند، و ديگران باندازه نادانيشان بدان رغبت كردند، و كسى نيست كه آنرا بزرگ شمارد و چشمش در آن روشن گردد، و هيچكس آنرا زبون و پست نشمرد جز آنكه بدان بهره مند شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 5
امام صادق (ع ) فرمود: خداوند درى از دنيا بر بنده نگشايد جز اينكه بمانند آن درى از حرص بر او بگشايد. اصول كافى جلد 4 صفحه 7 مقصود اين است كه هر مقدار مال زياد گردد بهمان مقدار حرص زياد شود چنانچه تجربه شده است .
از امام صادق (ع ) حديث شده كه حضرت عيسى (ع ) فرمود: اى مردم شما، براى دنيا كار ميكنيد در صورتيكه بدون كارى روزى بشما داده شود، و براى آخرت كار نميكنيد در حاليكه در آخرت جز در برابر كردار بشما روزى داده نشود، واى بر شما علماى بدكردار، مزد را بگيريد و كا را ضايع سازيد، نزديك است كه صاحب كار، كارش را بپذيرد و نزديك است كاركنان از تنگناى دنيا بتاريكى گور روند، چگونه دانشمند است كسى كه در راه آخرت است و رو بدنيا دارد، و آنچه باو زيان رساند محبوبتر است نزدش از آنچه باو سود رساند. اصول كافى جلد 4 صفحه 7
امام صادق(ع): دورترين حالى كه بنده از خداى عزوجل دارد اينست كه اندوهى جز براى شكم و فرج نداشته باشد. ( فکری جز پر کردن شکم و شهوترانی نداشته باشد ) اصول كافى جلد 4 صفحه 8
امام صادق عليه السلام دوستى داشت كه آن حضرت را بهرجا كه مى رفت رها نميكرد و از او جداست نمى شد، روزى در بازار كفشها همراه حضرت مى رفت ، و دنبالشان غلام او كه از اهل سند بود مى آمد، ناگاه آن مرد به پشت سرخود متوجه شده و غلام راست خواست و او را نديد و تا سه مرتبه بدنبال برگشت و او راست نديد، با چهار كه او را ديد گفت : اى زنازاده كجا بودى ؟ امام صادق عليه السلام دست خود را بلند كرده و به پيشانى خود زد و فرمود: سبحان الله مادرش راست بزنا متهم كنى ؟ من خيال مى كردم تو خوددار و پارسائى ، اكنون مى بينم كه ورع و پارسائى ندارى ؟ عرض كرد: قربانت گردم مادرش زنى است از اهل سند و مشرك است ؟ فرمود: مگر ندانسته اى كه هر ملتى براى خود ازدواجى دارند، از من دور شو عمر و بن نعمان (راوى حديث ) گويد: ديگر او را نديدم كه با آنحضرت راه برود تا آنگاه كه مرگ ميان آنها جدائى انداخت. و در روايت ديگرى است كه فرمود: (آيا ندانسته اى كه ) براى هر امتى ازدواجى است كه بوسيله آن از زنا جلوگيرى كنند.
اصول كافى جلد 4 صفحه 15
از امام صادق عليه السلام حديث شده كه فرموده : در بنى اسرائيل مردى بود كه سه سال پيوسته دعا مى كرد كه خدا پسرى به او روزى كند (دعايش مستجاب نمى شد) همينكه ديد خدا خواهش او را بر نمى آورد عرض كرد: پروردگارا آيا من از تو دورم و تو سخن مرا نمى شنوى ، يا تو بمن نزديكى و پاسخ نمى دهى ؟ كسى در خواب نزدش آمد و باو گفت : تو سه سال تمام خدا را با زبانى بد و هرزه ، و دلى سركش و ناپرهيزكار، و نيتى نادرست ميخوانى ، پس بايد از هرزه گويى بد آئى ، و دلت پرهيزكار، و نيتت درست گردد (تا خواهشت بر آورده شود) حضرت فرمود: آنمرد بدستور عمل كرد سپس دعا كرد و خدا را خواند و داراى پسرى شد.
از اين حديث معلوم مى شود كه استجابت دعا شرايطى دارد كه از آنجمله است پاكى زبان و پرهيزكارى دل و درستى نيت ، و اين منافاتى باوعده خدا در اجابت دعا ندارد.اصول كافى جلد 4 صفحه 16
امام صادق (ع) : رسولخدا (ص) فرمود : دشنام اگر بصورتى در بیايد صورت بدى است. اصول كافى جلد 4 صفحه 16
امام صادق (ع) : دشنام دادن و بدزبانى و هرزه گوئى از (نشانه هاى ) نفاق و دوروئى است. اصول كافى جلد 4 صفحه 17
امام صادق (ع) : هر كس به برادر مسلمان خود دشنام دهد خدا بركت از روزى او بر دارد، و او را بخودش واگذارد، و زندگيش را تباه سازد. اصول كافى جلد 4 صفحه 17
امام صادق عليه السلام فرمود : كسيكه مردم از زبانش بترسند ، او در آتش است. اصول كافى جلد 4 صفحه 19
امام صادق (ع) : رسول خدا (ص) فرمود: زودرس ترين بديها از نظر كيفر و عقوبت تجاوز كارى و ستمگرى است. اصول كافى جلد 4 صفحه 19
مجلسى (ره ) گويد: مقصوداز تعجيل در كيفر او اينست كه در دنيا نيز كيفر كردارش باو ميرسد، بلكه در دنيا نيز زود باو برسد.
امام صادق عليه السلام فرمود: شيطان به لشكرهاى خود گويد: ميان افراد آدميزاد حسد و ستم افكنيد، زيرا ايندو در نزد خداوند با شرك برابرند. اصول كافى جلد 4 صفحه 19
مجلسى (ره ) گويد: برابرى آندو با شرك براى آنست كه آنها نيز در بيرون بردن از دين و كيفر و تاءثير در فساد نظام جهان همانندند زيرا بيشتر مفاسد جهان از مخالفت با پيمبران و اوصياء ايشان و پيروى نكردن از آنان و شيوع گناهان از اين دو خصلت سرچشمه گرفته ، چنانچه شيطان به آدم عليه السلام حسد ورزيد، و چنانچه سركشان هر ملت و امتى بحجتهاى الهيه تعدى و ستم كردند.
حضرت على بن الحسين عليه السلام فرمود: عجب است از انسان متکبر برخود بالنده ( مغرور) ، آنكس كه ديروز نطفه (بد بو و بى ارزش ) بوده ، و سپس فردا مردارى (گنديده ) است. اصول كافى جلد 4 صفحه 20
امام صادق عليه السلام فرمود: كه مردى نزد رسول خدا آمد عرض كرد: اى رسول خدا من فلان پسر فلانم و تا نه نفر از پدران خود را شمرد، رسول خدا (ص ) بوى فرمود: تو دهمى آنانى در دوزخ . اصول كافى جلد 4 صفحه 21
مجلسى (ره ) در معناى حديث گويد: يعنى پدرانت كافر بوده اند و در دوزخند، پس اين چه افتخارى است كه تو بآنان دارى و تو نيز مانند آنان كافر هستى در باطن اگر منافق بوده ، و در مظاهر اگر كافر بوده است ، پس هيچ راهى براى باليدن خود بايشان ندارى .
در آنچه خداى عزوجل با موسى عليه السلام مناجات كرد اين بود كه : اى موسى در دنيا آرزوى خود را دراز مكن كه دلت سخت ، و سخت دل از من دور است .اصول كافى جلد 4 صفحه 22
مجلسى عليه الرحمة گويد: درازى آرزو اينستكه انسان مرگ را فراموش كند و دور پندارد، و گمان كند كه عمرش دراز باشد، يا آرزوهاى بسياريكه جز در طول عمر بدست نيايد، و اين مايه سخت دلى است ، يعنى نترسيدن و نداشتن هراس از ترسناكيها، و نپذيرفتن پندها سودمند، چنانكه ياد مرگ دل انسان راست نرم و هنگام تذكر خدا و مرگ ترسناك كند.
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه صبح كند و در دل قصد ستم كردن بكسى را نكند خداوند هر گناهيكه آن روز كرده بيامرزد تا خونى نريزد، و مال يتيمى را بحرام (و ناحق ) نخورد.اصول كافى جلد 4 صفحه 25
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه ستم بكسى كند بهمان ستم گرفتار شود، در خودش باشد يا در مالش در فرزندش . اصول كافى جلد 4 صفحه 26
امام صادق (ع) : ستمكار و كمك كار او و آنكه بستم او راضى باشد هر سه آنان در ستم شريكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 28
امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند از (هيچ ) ستمكارى انتقام نگيرد و مگر بوسيله ستمكار ديگرى ، و اينست گفتار خداى عزوجل ((و بدينسان بگماريم بعضى از ستمگران را بر بعضى ))
(سوره انعام آيه 129) اصول كافى جلد 4 صفحه 29
امام صادق (ع) : رسول خدا (ص) فرمود: زودرس ترين بديها از نظر كيفر و عقوبت تجاوز كارى و ستمگرى است. اصول كافى جلد 4 صفحه 19
مجلسى (ره ) گويد: مقصوداز تعجيل در كيفر او اينست كه در دنيا نيز كيفر كردارش باو ميرسد، بلكه در دنيا نيز زود باو برسد.
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه رسول خدا(ص ) فرمود: آفت حسب بخود باليدن است . اصول كافى جلد 4 صفحه 22
حضرت موسى بن جعفر عليه السلام بمن فرمود: بپرهيز از نردبانيكه بالا رفتنش آسان و پائين آمدنش دشوار است . اصول كافى جلد 4 صفحه 32
فيض و مجلسى عليها الرحمة گويند: شايد مقصود نهى از طلب جاه و رياست و ساير شهوات دنيا و بلنديهاى آن باشد كه اگرچه به آسانى بدست آيد ولى عاقبت و سرانجام بدى دارد، و خلاصى از گرفتاريهاى آن بى نهايت دشوار است ، و حاصل اينكه پيروى نفس و بالا رفتن از پله هاى هوى و هوس گرچه آسانست و بر آمدن بر هر پله بسهولت انجام شود، و بآسانى بدست آيد ولى هنگام مرگ دست از همه شستن و گذاردن و رفتن و حساب پس دادن آن دشوار است ، و بمانند كسى است كه اندك اندك بر قله كوهى بالا رود و در فرود آمدن حيران و سرگردان بماند، و همانند كسى است كه پله پله بر نردبانى بر آيد و در پله آخرين ناگهانى در افتد. پس هر مقدار پله ها زيادتر باشد زيان سقوط بيشتر و خطر آن زيادتر است .
(برگرديم بدنباله حديث عبدالرحمن بن حجاج ) گويد و حضرت صادق عليه السلام ميفرمود: نفس (سركش ) را بميل و خواهش خود رها مكن ، زيرا كه نابوديش در خواهش آن است ، رها كردن نفس بآنچه خواهد براى آن درد، و جلوگيرى از آن آنچه خواهد درمان آن است .
امام باقر عليه السلام فرمود: دروغ ويران كننده ايمان است . اصول كافى جلد 4 صفحه 36
امام باقر (ع ) فرمود: اولين كسيكه دروغگو را تكذيب كند خداوند عزوجل است ، سپس دو فرشته كه با او هستند، سپس خود او هم ميداند كه دروغگو است . اصول كافى جلد 4 صفحه 36
در حديثى مرفوع روايت شده كه نزد امام صادق عليه السلام گفته شد: كه بافنده ملعونست ؟ حضرت فرمود: اين آن بافنده ايست كه بر خدا و بر رسولش دروغ ببافد. اصول كافى جلد 4 صفحه 37
امام صادق عليه السلام فرمود: عيسى بن مريم عليه السلام فرمود: هر كه دروغش زياد شد، آبرويش برود. اصول كافى جلد 4 صفحه 37
امير المؤ منين عليه السلام فرمود: براى مرد مسلمان سزاوار و شايسته است كه از رفاقت دروغگو بپرهيزد، زيرا كه او دروغگويد تا بدانجا كه اگر راست هم بگويد باور نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 38
امام صادق عليه السلام فرمود: سخن بر سه گونه است : راست ، و دروغ ، و اصلاح ميان مردم ، (راوى ) گويد: به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح ميان مردم چيست ؟ فرمود: از كسى سخنى درباره ديگرى مى شنوى كه اگر آن سخن به او برسد بد دل مى شود، پس تو او را ديدار كنى و باو بگوئى : از فلانى شنيدم كه درباره خوبى تو چنين و چنان ميگفت ، بر خلاف آنچه شنيده اى . اصول كافى جلد 4 صفحه 38
حضرت صادق عليه السلام فرمود: اصلاح كننده (بين دو نفر يا دو جمعيت ) دروغگو نيست . اصول كافى جلد 4 صفحه 41
حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه با مسلمانان به دورو و دو زبان برخورد كند، روز قيامت بيايد در حاليكه براى او دو زبان از آتش باشد.
شرح مقصود كسانى هستند كه براى جلب نفع دنيوى نزد هر كسى مطابق تمايلات او سخن گويند و باصطلاح معروف نان را بنرخ روز خورند، و اينكار باعث حقيقت پوشى ها و حق كشيهاى زيادى گردد و بقول علامه مجلسى (ره ) و ديگران اين عين نفاق است . اصول كافى جلد 4 صفحه 42
حضرت باقر عليه السلام فرمود: چه بد بنده ايست آن بنده ايكه داراى دو رو و دو زبان است ، در حضور برادرش او را ستايش كند (و يا در تمجيد او از حد بگذراند) و در پشت سر او را بخورد يعنى غيبت او كند چنانچه خدايتعالى فرمايد: ((و غيبت نكند برخى از شما برخى را آيا دوست دارد يكى از شما كه بخورد گوشت برادر مرده خويش را، همانا خوش داريد آنرا)) (سوره حجرات آيه 12) اصول كافى جلد 4 صفحه 43
حضرت صادق عليه السلام فرمود: پيوسته شيطان تا دو مسلمان باهم قهر هستند شادمان است ، و همينكه با هم آشتى كنند زانوهايش بلرزد و بندهايش از هم جدا شود و فرياد زند: اى واى بر او (مقصود از او خود شيطان است بشرحى كه يايد) از آنچه بدو رسد از هلاكت . اصول كافى جلد 4 صفحه 45
حضرت صادق عليه السلام فرمود: كمترين آزار (به پدر و مادر) گفتن اف (به آنها) است ، و اگر خداى عزوجل چيزى را آسان تر و خوارتر از آن ميدانست از آن نهى مى فرمود. اصول كافى جلد 4 صفحه 49
حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون روز قيامت شود، پرده از پرده هاى بهشت را كنار زنند، پس هر جاندارى بوى آنرا از مسافت پانصد سال ران بشنود، جز يكدسته ، عرض كردم : آنها كيانند؟ فرمود: عاق والدين خود. اصول كافى جلد 4 صفحه 49
حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كس بپدر و مادر خود نظر دشمنى كند در صورتيكه آندو باو ستم (نيز) كرده باشند، خداوند نمازش را نپذيرد. يعنى در صورت ستم باو نيز قبول نشود تا چه رسد باينكه نيكى باو كنند. اصول كافى جلد 4 صفحه 50
حضرت صادق عليه السلام فرمود: اگر خداوند چيزى را (در آزردن پدر و مادر) كمتر از اف مى دانست از آن نهى ميكرد، و آن كمترين مراتب آزردن است ، و از جمله آزردن است كه كسى به پدر و مادر خود خيره نگاه كند.اصول كافى جلد 4 صفحه 50
حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون روز قيامت شود يك منادى ندا كند: كجايند روگردانان از دوستان من ؟ پس دسته اى كه صورت آنها گوشت ندارد برخيزند، پس گفته شود: اينهايند آنكسانى كه مؤ منين را آزردند، و با آنان دشمنى كردند، و عناد ورزيدند، و آنها را در دينشان با درشتى سرزنش كردند، سپس فرمان شود كه آنان را بدوزخ برند.اصول كافى جلد 4 صفحه 52
حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه مؤ منى را خوار شمارد چه (آن مؤ من ) مستمند باشد يا غير مستمند، پيوسته خداى عزوجل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه كه از خوار شمردن آن مؤ من برگردد. اصول كافى جلد 4 صفحه 52
و نيز حضرت باقر عليه السلام فرمود: كه در كتاب رسولخدا يافتيم (نوشته بود): هر گاه پس از من زنا پديدار شود مرگ ناگهانى فراوان گردد، و هرگاه از پيمانه و ترازو كم شود، خداوند آنان را بقحطى و كمى (خوار و بار و ساير وسائل زندگى ) ماءخوذ دارد، و هرگاه از دادن زكاة دريغ كنند، زمين بركات خود را از زراعت و ميوه ها و معادن همه آنها (از آنان ) دريغ كند، و هرگاه در احكام بنا حق حكم كنند همكارى در ستم و عدوان كنند (و بستم همديگر دچار شوند) و چون پيمان شكنى كنند خداوند دشمنشان را بر آنان مسلط كند، و چون قطع رحم كنند خداوند اموال (و ثروتها) را در دست اشرار قرار دهد، و چون امر بمعروف و نهى از منكر نكنند و پيروى از نيكان اهل بين من ننمايند خداوند اشرار آنان را بر ايشان مسلط گرداند، پس نيكان آنها دعا كنند و مستجاب نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 81
حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله و آله و سلم فرموده است : هر كه كار زشتى را فاش كند چون كسى است كه آن را انجام داده ، و هر كه مؤ منى را به چيزى سرزنش كند نميرد تا مرتكب آن شود ( نمیرد تا در آن مسئله امتحان شود ). اصول كافى جلد 4 صفحه 59
مفضل بن عمر گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: هر كه بر ضرر مؤ من داستانى بگويد و قصدش عيب او و ريختن آبرويش باشد كه از چشم مردم بيفتد خداوند او را از دوستى خود بدوستى شيطان براند و شيطان هم او را نپذيرد. اصول كافى جلد 4 صفحه 62
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: دشنام گوى مؤ من مانند كسى است كه در پرتگاه هلاكت است . اصول كافى جلد 4 صفحه 63
امام صادق عليه السلام فرمود: همينكه مؤ من برادر (دينى ) خود را تهمت زند ايمان از دلش زدوده شود، چون نمك در آب . اصول كافى جلد 4 صفحه 66
امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده : هر كه بخدا و روز جزا ايمان دارد بايد بوعده كه ميدهد وفا كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 69
حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر مردى از شيعيان ما كه نزد مردى از برادرانش برود و درباره حاجتى از او كمك بخواهد و او با اينكه قدرت بر آن دارد كمكش نكند خداوند او را گرفتار كند كه حاجت ديگرى از دشمنان ما را بر آورد و بدان واسطه خداوند در روز قيامت او را عذاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 72
امام صادق (ع) فرمود : هر كه به نيم كلمه بر ضرر مؤ منى اقدام كند روز قيامت خداى عزوجل را ديدار كند و ميان دو چشمش نوشته شده : نا اميد است از رحمت من . اصول كافى جلد 4 صفحه 75
حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسولخدا (ص ) (باصحاب ) فرمود: آيا شما را ببدترينتان آگاه نكنم ؟ عرض كردند: چرا يارسول الله ، فرمود: آنان كه بسخن چينى روند، و ميانه دوستان جدائى افكنند، و براى مردمان پاك دامن عيب جوئى كنند. اصول كافى جلد 4 صفحه 75
از حضرت صادق عليه السلام حديث شده كه رسولخدا (ص ) فرمود: هر كس خوشنودى مردم را بخشم خدا جويد، خداوند ستايش كننده او را نكوهش كننده اش قرار دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه 78
حضرت صادق عليه السلام فرمود: براى مؤ من سزاوار نيست كه در مجلسى بنشيند كه خداوند در آن مجلس نافرمانى شود و آن مؤ من قدرت بر بهمزدن آن مجلس نداشته باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 82
ضريس از امام صادق (ع) عليه السلام حديث كند كه در گفتار خداى عزوجل (در همين آيه ) فرمود: شرك در طاعت است نه شرك در عبادت ، و از گفتار خداى عزوجل ((و برخى از مردمند كه خدا را بر حرف پرستش كنند)) (سوره حج آيه 11 پرسيدم ؟) فرمود: آيه درباره مردى نازل شده و سپس درباره پيروان او هم باشد، پس من عرضكردم : هر كه در برابر شما چيزى بر پا دارد او از كسانى است كه خدا را بر حرف پرستيده ؟ فرمود: آرى و گاهى مشرك محض باشد. اصول كافى ج 4 صفحه 114
عميره گويد: از حضرت صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: مردم بشناسائى ما و مراجعه بما و تسليم شدن براى ما ماءمورند، سپس فرمود: و اگر چه روزه بگيرند و نماز گزارند و گواهى دهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست ؛ ولى پيش خود بنا گذارند كه بما مراجعه نكنند بهمان سبب مشرك گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه 114
اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه اش مى فرمود: ترديد (درباره دين و احكام آن ) بخود راه ندهيد تا بشك افتيد، پس كافر شويد. اصول كافى جلد 4 صفحه 117
ابو بصير گويد: پرسيدم از حضرت صادق (عليه السلام ) از (تفسير) گفتار خداى عزوجل : ((آنانكه ايمان آوردند و ايمانشان را به ستم آلوده نكردند )) (سوره انعام آيه 82) فرمود: (مقصود از ستم ) شك است (يعنى ايمانشان را به شك نيالوده اند). اصول كافى جلد 4 صفحه 118
حضرت صادق عليه السلام فرمود: همانا بنده بامداد كند در حالى كه مؤ من است و شام كند در حالى كه كافر است ، و (بالعكس گاهى شود كه ) صبح كند كافر و شام كند مؤ من ، (و در اين ميان ) مردمى هستند كه ايمانشان عاريت است و سپس از آنها گرفته شود و آنها را معارين (يعنى عاريت داده شدگان ) نامند، سپس فرمود: فلانى از آنها است . اصول كافى جلد 4 صفحه 146
عمرو گويد روزى حضرت صادق عليه السلام بما فرمود: (گاهى ) مردى را مى بينيد كه در سخنورى در يك لام يا واوى خطا نكند، خطيب (و سخنورى ) است و زبردست و شيوا و همانا دلش از شب تاريك و ظلمانى تاريكتر و سياهتر است ، و (گاهى ) مردى را بينى كه نتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد، اما دلش مانند چراغ نورافشانى كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 151
على احمسى از حضرت باقر عليه السلام حديث كند كه فرمود: به خدا سوگند از گناه نجات نيابد (و رها نشود) جز كسى كه بدان اعتراف كند.
گويد: و نيز آن حضرت عليه السلام فرمود: در توبه پشيمانى كافى است . اصول كافى جلد 4 صفحه 157
حضرت صادق عليه السلام فرمود: همانا خداوند دوست دارد بنده اى را كه در گناه بزرگ به او توجه كند (و از او آمرزش بخواهد) و مبغوض دارد بندهايى را كه گناه اندك را خوار شمارد و به آن بى اعتنا باشد (و در مقام توبه و تدارك آن نباشد).اصول كافى جلد 4 صفحه 159
حضرت صادق (ع ) فرمود: از خودت براى خودت باز گير، از تندرسيت پيش از آنكه بيمار شوى باز گير، و در توانائى پيش از آنكه ناتوان گردى ، و در زندگى پيش از مردن (از خودت بنفع خودت بهره بردارى كن ). اصو ل كافى جلد 4 صفحه 193
حضرت صادق (ع ) فرمود: چون روز آيد (بمردمان ) گويد: اى فرزند آدم در اين روز كار نيكى كن تا من در روز قيامت نزد پروردگارت براى تو گواهى دهم ، زيرا من كه در گذشته پيش تو نيامدم ، و پس از اين هم نزدت نيايم ، و شب هم هنگامى كه آيد همين سخن را گويد. اصول كافى جلد 4 صفحه 193
مردى نزد امير المؤ منين عليه السلام آمد و عرضكرد: اى اميرمؤ منان مرا سفارش كن براهى از راههاى خير و خوبى كه بدان نجات يابم ؟ اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: اى آنكه پرسيدى بشنو و سپس بفهم و پس از آن باور كن و سپس بكار بند:
مردم سه گروهند: زاهد (پارسا) و صابر (شكيبا) و راغب (خواهان دنيا)، اما زاهد كسى استكه اندوهها و شاديها از دلش بيرون رفته نه بچيزى از دنيا شاد شود، و نه بر چيزى كه از دستش رفته افسوس خورد پس او آسوده خاطر است ، و اما صابر آنكس است كه در دل آرزوى دنيا كند و چون بدان رسد بخاطر سرانجام بد آن و زشتى منظر آن (در نظر خرد) بنفس خود لگام زند كه از آن برنگيرد، (و چنانست ) كه اگر بر دلش آگاه شوى از پارسائى و فروتنى و دور انديشى او در شگفت شوى ، و اما راغب باك ندارد كه دنيا از چه راهى بدست او رسد: از حلال است يا از حرام ، و باك ندارد كه درباره آن آبرويش چركين شود، و خود را هلاك كند، و مردانگى خود را از بين ببرد، پس آنهايند كه در گرداب سخت (دنيا) سرگردان و مضطربند. اصول كافى جلد 4 صفحه 194
حضرت صادق (ع ) مى فرمود: اگر بتوانى كه شناخته نشوى (و گمنام باشى ) همان كار را بكن ، چه باكى بر تو باشد كه مردم تو را نستايند؟ و چه باكى است تو را كه نزد مردم نكوهيده باشى در صورتيكه نزد خدا پسنديده باشى ؟ سپس فرمود: پدرم على بن ابى طالب عليه السلام فرموده خيرى در زندگى نيست جز براى دو نفر: (يكى ) مردى كه هر روز كار خيرى (بر كارهاى خير گذشته ) بيفزايد، و (ديگر) مردى كه مرگش را با توبه تدارك ببيند و كجا توبه تواند؟ بخدا سوگند اگر سجده كند تا گردنش بريده شود بجز با ولايت (و دوستى ) ما اهل بيت ، خداى تعالى توبه اش را نپذيرد، آگاه باشيد آيا كيست كه حق ما را بشناسد و اميد ثواب بوسيله ما داشته باشد؟ و بخوراك نيم مد (كه تقريبا پنج سير است ) در هر روز راضى باشد، و بدانچه از جامه كه عورتش را بپوشاند و سرش را در خود مستور سازد (خشنود باشد) با اينكه در همين اندازه هم ترسان و هراسان باشند، و دوست دارند بهره شان از دنيا همان باشد و بهمين سان خداى عزوجل آنها را توصيف كرده و فرموده است : ((و آنانكه در راه خدا بدهند آنچه بآنها داده شده و دلشان ترسان است كه بسوى پروردگارشان بازگشت كنند)) (سوره مؤ منون آيه 60) سپس فرمود: چه چيز بآنها داده شده ؟ بخدا سوگند بدانها با اطاعت خدا محبت و ولايت (ما خاندان ) داده شد و با اينحال باز هم ترسانند، ترسشان شك و ترديد نيست ، بلكه مى ترسند مبادا در دوستى و فرمانبردارى از ما مقصر باشند؟ اصول كافى جلد 4 صفحه 195
محمد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: چه بسيار خوب است حسنات (كارهاى نيك و شايسته ) بدنبال سيئات (كارهاى بد و گناهان ) و چه بسيار بد است سيئات در دنبال حسنات . اصول كافى جلد 4 صفحه 196
امام صادق عليه السلام فرمود: مردى بابى ذر نوشت : اى اباذر چيزى از علم بمن تحفه بده ، در جوابش نوشت : همانا علم بسيار است ولى اگر بتوانى بآنكه دوستش دارى بدى نكنى ، آنرا بكن ، آنمرد گفت : آيا تاكنون كسى را ديده اى كه بآنكه دوستش دارد بدى كند؟ گفت : آرى تو خودت را از همه كس بيشتر دوست دارى ، و چون نافرمانى خدا كنى بداى بدى كرده اى . اصول كافى جلد 4 صفحه 197
حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرموده : دست برداشتن از گناه آسانتر از طلب توبه است ، و بسا شهوترانى يكساعت كه اندوه درازى بجا گذارد. و مرگ دنيا را رسوا كرده و براى هيچ صاحب خردى شادى نگذاشته . اصول كافى جلد 4 صفحه 188
حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: از ما نيست كسى كه هر روز حساب خود را نكند، پس اگر كار نيكى كرده است از خدا زيادى آن را خواهد، و اگر گناه و كار بدى كرده در آن گناه از خدا آمرزش خواهد و بسوى او بازگشت كند (و توبه نمايد). اصول كافى جلد 4 صفحه 190
حضرت صادق (ع ) فرمود: بر دنيا شكيبا باشيد كه آن ساعتى است ، زيرا آنچه كه از دنياى گذشته (اكنون ) نه دردى از آن احساس كنى و نه شادى ، و آنچه نيامده كه ندانى چيست ؟ همانا دنياى تو آن ساعتى است كه در آنى پس در آن يكساعت بر طاعت خدا صبر كن و از نافرمانى خداوند شكيبا باش (و خود را نگاهدار). اصول كافى جلد 4 صفحه 191
حضرت صادق (ع ) بمردى فرمود: تو را طبيب خودت كرده اند، و درد را هم برايت گفته اند و نشانه سلامتى را هم برايت ياد داده اند، و بدارو هم تو را راهنمايى كرده اند اكنون بنگر تا چگونه درباره آن رفتار كنى . اصول كافى جلد 4 صفحه 192
مجلسى (ره ) گويد: درد همان اخلاق زشت گناهان كشنده است ، و نشانه سلامتى همان نشانه هايست كه خدا و رسول و ائمه اطهار فرموده اند مانند اول سوره مؤ منون و ساير آنچه در اوصاف مؤ منين و متقين گفته شده است و بسيارى از آنها گذشت ، و دارو و توبه و استغفار است و هم چنين هم نشينى با احيار و پرهيز كردن از اشرار و زهد در دنيا و تحقيق در اطراف امراض جسم كردن و مداواى هر كدام را بضد خودش .... تا آنجا كه گويد: ((اكنون نگاه كن ببين چگونه در رسيدگى بخودت قيام كنى ، و دردهاى آن را درمان كنى ، و اگر در اين باره كوتاهى كنى خود را كشته اى و هر كه خودكشى كند سزايش تا ابد دوزخ است .
حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچ قطره اى نزد خدا محبوبتر نيست از آن اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 234
حضرت صادق (ع ) فرمود: هر چشمى در روز قيامت گريان است جز سه چشم چشمى كه از (ديدن و نظريه ) آنچه خداوند حرام كرده بر هم نهاده شده ، و چشمى كه در راه اطاعت خداوند بيدارى كشيده ، و چشمى كه در دل شب از ترس خدا گريسته است . اصول كافى جلد 4 صفحه 234
حضرت صادق (ع ) باءبى بصير فرمود: اگر از وقوع چيزى ترس داشتى يا حاجتى خواستى بنام خدا (دعا را) آغاز كن ، و او را تمجيد كن و ستايشش كن چنانچه شايسته آن است ، و بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه و خود را به گريه وادار كن اگر چه به اندازه سرمگسى باشد، همانا پدرم هميشه مى فرمود: نزديكترين حالى كه بنده به پروردگار عزوجل دارد آنزمانى است كه در سجده باشد و گريان . اصول كافى جلد 4 صفحه 235
شنيدم حضرت صادق (ع ) مى فرمود: مردى وارد مسجد شد و پيش از ستايش بر خدا و صلوات بر پيغمبر (ص ) شروع بدعا كرد، رسول خدا (ص ) فرمود: اين بنده در (دعا و درخواست از) پروردگارش شتاب كرد، سپس مرد ديگرى وارد شد و نماز خوانده و خداى عزوجل را ستايش نمود و بر رسول خدا (ص ) صلوات فرستاد، پس رسول خدا (ص ) بوى فرمود: بخواه تا بتو داده شود.اصول كافى جلد 4 صفحه 239
حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه ايمان بخدا و روز قيامت دارد در مجلسى كه امامى را مذمت كنند يا مؤ منى را عيب كنند ننشيند.اصول كافى جلد 4 صفحه
محمد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: چه بسيار خوب است حسنات (كارهاى نيك و شايسته ) بدنبال سيئات (كارهاى بد و گناهان ) و چه بسيار بد است سيئات در دنبال حسنات . اصول كافى جلد 4 صفحه 196
امام صادق عليه السلام فرمود: مردى بابى ذر نوشت : اى اباذر چيزى از علم بمن تحفه بده ، در جوابش نوشت : همانا علم بسيار است ولى اگر بتوانى بآنكه دوستش دارى بدى نكنى ، آنرا بكن ، آنمرد گفت : آيا تاكنون كسى را ديده اى كه بآنكه دوستش دارد بدى كند؟ گفت : آرى تو خودت را از همه كس بيشتر دوست دارى ، و چون نافرمانى خدا كنى بداى بدى كرده اى . اصول كافى جلد 4 صفحه 197
حضرت صادق عليه السلام فرمود: اى موسى بهترين دو روز (زندگانى دنيا و آخرتت ) همان روزى كه در پيش دارى (كه روز آخرت باشد) پس ببين كه آنروز چه روزى است و جوابى براى آن آماده و مهيا كن ، زيرا تو بازداشت شوى ، و پرسش شوى ، و تو پند خود را از دنيا بگير، زيرا روزگار هم دراز است و هم كوتاه ، پس چنان كار كن كه گويا ثواب كردارت را بچشم خود ببينى تا بآخرت خود اميدوارتر باشى ، زيرا آنچه از دنيا بيايد همانند آنست كه رفته است . اصول كافى جلد 4 صفحه 198
امام باقر عليه السلام فرمود: همانا خداوند بندگان خاصى دارد كه از بلا آنها را نگهدارد، پس در عافيت آنان را زنده بدارد، و در عافيت روزيشان دهد، و در عافيت بميراند و در عافيت زنده داشته ، و در عافيت در بهشت آنانرا سكونت دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه 203
حضرت صادق عليه السلام فرمود: دعاء از نيزه نافذتر است . اصول كافى جلد 4 صفحه 214
حضرت ابى الحسن (كاظم ) عليه السلام فرمود: همانا دعاء برمى گرداند آن چه را مقدر شده و آنچه را مقدر نشده ، عرض كردم : مقدر شده را دانستم مقدر نشده كدام هست ؟ فرمود: تا اينكه تقدير در مورد آن نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 215
يعنى دعاء جلو تقدير را مى گيرد و بداء حاصل گردد.
حضرت صادق (ع ) به من فرمود: بر تو باد بدعاء زيرا آن درمان هر دردى است . اصول كافى جلد 4 صفحه 217
حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا مخزن و گنجينه اجابت است چناچه ابر مخزن باران است . اصول كافى جلد 4 صفحه 217
مجلسى (ره ) گويد: ((الدعاء كهف الاجابة )) يعنى مخزن و محل و مظنه اجابت است چناچه ابر محل و مظنه باران است ... تا اينكه گويد: و گفته شده : اينكه تشبيه بابر فرموده اشاره باينست كه ابر محل باران است جز اينكه روى نبودن مصلحت گاهى باران نبارد، دعا نيز اين چنين است كه گاهى نبودن مصلحت در دنيا مستجاب نگردد ولى در آخرت عوض آن را بدهند.
حضرت صادق (ع)فرمود: هر كه از بلائى بترسد كه بدو رسد و پيش از رسيدن آن بلا در باره (بر طرف شدن ) آن دعا كند خداى عزوجل هرگز آن بلا را بدو ننماياند. اصول كافى جلد 4 صفحه 220
حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد. اصول كافى جلد 4 صفحه 224
حضرت صادق (ع ) فرمود: همانا خداى عزوجل خوش ندارد كه مردم در انجام حاجت به هم ديگر اصرار كنند ولى براى خودش آن را دوست دارد، خداى عزوجل دوست دارد كه از او در خواست شود و آنچه نزد او است خواهش شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 224
حضرت باقر عليه السلام فرمود: نه به خدا سوگند هيچ بنده اى به درگاه خداى عزوجل اصرار نورزد جز اينكه خداوند دعايش را مستجاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 224
حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا فرموده است : بهترين وقتيكه در آن خداى عزوجل را بخوانيد (و دعا بدرگاهش كنيد) سحرها است ، و اين آيه را كه درباره گفتار حضرت يعقوب عليه السلام است تلاوت فرمود: (دعا كردن براى آنها را) بسحر تاءخير انداخت (و مولكول بوقت سحر كرد). اصول كافى جلد 4 صفحه 227
حضرت باقر عليه السلام فرمود: خداى عزوجل از ميان بندگان مؤ منش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد به دعا از هنگام سحر تا زدن آفتاب زيرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد، و روزيها در آن تقسيم شود، و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 228
حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: خدا رحمت كند بنده اى را كه از خداى عزوجل حاجتى بخواهد و در دعاى درباره آن پافشارى و اصرار كند، خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود، و اين آيه را تلاوت فرمود (كه ابراهيم عليه السلام فرمايد:) ((و دعاكنم بدرگاه پروردگار خود شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم )) (سوره مريم آيه 48). اصول كافى جلد 4 صفحه 224
مجلسى (ره ) گويد: حاصل معناى حديث اينست كه : براى تاءخير در اجابت دعا اصرار ( در دعا کردن ) را رها نكند و استشهاد به آيه براى آنست كه ابراهيم (عليه السلام ) اظهار اميدوارى و بلكه اطمينان كرد زيرا لفظ ((عسى )) براى اثبات است باينكه دعا بدرگاه خداوند موجب عدم شقاوت او گردد... و متحمل است كه در كلام تقديرى باشد يعنى پس از پافشارى و اصرار راضى شود چه باجابت رسد و چه نرسد و دنبالش بر خداوند اعتراض نكند و بدگمان باو نشود پس استشهاد به آيه باينست كه حمل شود بر اين معنا كه : ((اميد است كه دعاى من سبب شقاوت و تيره بختى من نگردد)). و متحمل است كه ذكر آيه شريفه فقط بخاطر بيان فضيلت دعا باشد.
حضرت صادق (ع ) فرمود: خداى تبارك و تعالى ميداند كه بنده اش چه ميخواهد هرگاه بدرگاهش دعا كند، ليكن دوست دارد كه حاجتها بدرگاهش شرح داده شود پس هرگاه دعا كردى حاجتت را نام ببر.
و در حديث ديگرى گويد: كه فرمود: خداى عزوجل حاجت تو را مى داند و نيز داند كه تو چه خواهى ولى دوست دارد كه حاجتهاى (خود را) بدرگاه او شرح دهى . اصول كافى جلد 4 صفحه 225
حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا را در چهار هنگام بخوانيد: هنگام وزيدن بادها، و (گاه ) بر طرف شدن سايه ها (يعنى هنگام ظهر)، و (نزد) فرو شدن باران ، و (هنگام ) ريخته شدن اولين قطره خون مؤ من (در جهاد يا غير آن ) زيرا در اين چيزها درهاى آسمان باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 226
حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرموده است : دعا را در چهار جا غنيمت شماريد: نزد قرائت قرآن ، و نزد گفتن اذن ، و نزد آمدن باران ، و نزد برخورد كردن دو صف (از مؤ منين و كفار) براى جنگ . اصول كافى جلد 4 صفحه 226
حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه دل يكى از شما رقت كرد (و نرم شد) در آن حال دعا كند، زيرا دل تا پاك نشود رقت نكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 227
مجلسى (ره ) گويد: رقت ضد قساوت است و نشانه رقت دل گريه است ، و حاصل اينكه رقت نشانه پاكى دل از دغلى و حسد و افكار باطله و خيالاتى است كه انسانرا از توجه به خداى تعالى سرگرم كند، و خلوص و پاكى دل نشانه و سبب اجابت دعاء است .
حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمومنين عليه السلام (اين جمله را) زياد در خطبه اش ميفرمود: اى مردم دين خود را نگهداريد، دين خود را نگهداريد، زيرا گناه در آن بهتر از حسنه در غير آن است ، گناه در آن آمرزيده شود و حسنه در غير آن پذيرفته نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 207
بهتر بودن گناه در اين دين از حسنه در غير آن ظاهرا بهمان اعتبارى است كه در خود حديث است كه گناه در اين دين آمرزيده شود و حسنه در غير آن پذيرفته نشود.
حضرت صادق عليه السلام بمن فرمود: اى ميسر دعا كن و مگو كه كار گذشته است و آنچه مقدر شده همان شود (و دعا اثرى ندارد)، همانا نزد خداى عزوجل منزلت و مقامى است كه بدان نتوان رسيد جز بدرخواست و مسئلت ، و اگر بنده اى دهان خود ببندد و درخواست نكند چيزى باو داده نشود، پس درخواست كن تا بتو داده شود،اى ميسر هيچ درى نيست كه كوبيده شود جز اينكه اميد آن رود كه بر وى كوبنده باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 211
امام صادق عليه السلام فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرمايد: محبوبترين در (روى ) زمين براى خداى عزوجل دعا است ، و بهترين عبادت پرهيزكارى و پارسائى است و اميرالمؤ منين عليه السلام مردى بود كه بسيار دعا مى كرد. اصول كافى جلد 4 صفحه 213
امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده : دعا سلاح مؤ من و ستون دين و نور آسمانها و زمين است . اصول كافى جلد 4 صفحه 213
پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود آيا شما را به سلاحى راهنمائى نكنم كه شما را از دشمنان رهائى دهد و روزى شماها را فراوان سازد؟ عرض كردند: چرا، فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانيد زيرا سلاح مؤ من دعا است . اصول كافى جلد 4 صفحه 214
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: دعا سپر مؤ من است ، و هر گاه بسيار درى را كوبيدى به روى تو باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 214
حضرت رضا عليه السلام هميشه به اصحاب خود مى فرمود: بر شما باد به اسلحه پيمبران به او عرض شد: اسلحه پيمبران چيست ؟ فرمود: دعاء است . اصول كافى جلد 4 صفحه 214
حضرت ابى الحسن (كاظم ) عليه السلام فرمود: همانا دعاء برمى گرداند آن چه را مقدر شده و آنچه را مقدر نشده ، عرض كردم : مقدر شده را دانستم مقدر نشده كدام هست ؟ فرمود: تا اينكه تقدير در مورد آن نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 215
يعنى دعاء جلو تقدير را مى گيرد و بداء حاصل گردد.
حضرت صادق (ع ) به من فرمود: بر تو باد بدعاء زيرا آن درمان هر دردى است . اصول كافى جلد 4 صفحه 217
حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا مخزن و گنجينه اجابت است چناچه ابر مخزن باران است . اصول كافى جلد 4 صفحه 217
مجلسى (ره ) گويد: ((الدعاء كهف الاجابة )) يعنى مخزن و محل و مظنه اجابت است چناچه ابر محل و مظنه باران است ... تا اينكه گويد: و گفته شده : اينكه تشبيه بابر فرموده اشاره باينست كه ابر محل باران است جز اينكه روى نبودن مصلحت گاهى باران نبارد، دعا نيز اين چنين است كه گاهى نبودن مصلحت در دنيا مستجاب نگردد ولى در آخرت عوض آن را بدهند.
حضرت صادق (ع)فرمود: هر كه از بلائى بترسد كه بدو رسد و پيش از رسيدن آن بلا در باره (بر طرف شدن ) آن دعا كند خداى عزوجل هرگز آن بلا را بدو ننماياند. اصول كافى جلد 4 صفحه 220
حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد. اصول كافى جلد 4 صفحه 224
حضرت صادق (ع ) فرمود: همانا خداى عزوجل خوش ندارد كه مردم در انجام حاجت به هم ديگر اصرار كنند ولى براى خودش آن را دوست دارد، خداى عزوجل دوست دارد كه از او در خواست شود و آنچه نزد او است خواهش شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 224
حضرت باقر عليه السلام فرمود: نه به خدا سوگند هيچ بنده اى به درگاه خداى عزوجل اصرار نورزد جز اينكه خداوند دعايش را مستجاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 224
حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا فرموده است : بهترين وقتيكه در آن خداى عزوجل را بخوانيد (و دعا بدرگاهش كنيد) سحرها است ، و اين آيه را كه درباره گفتار حضرت يعقوب عليه السلام است تلاوت فرمود: (دعا كردن براى آنها را) بسحر تاءخير انداخت (و مولكول بوقت سحر كرد). اصول كافى جلد 4 صفحه 227
حضرت باقر عليه السلام فرمود: خداى عزوجل از ميان بندگان مؤ منش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد به دعا از هنگام سحر تا زدن آفتاب زيرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد، و روزيها در آن تقسيم شود، و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 228
حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچ قطره اى نزد خدا محبوبتر نيست از آن اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 234
حضرت صادق (ع ) فرمود: هر چشمى در روز قيامت گريان است جز سه چشم چشمى كه از (ديدن و نظريه ) آنچه خداوند حرام كرده بر هم نهاده شده ، و چشمى كه در راه اطاعت خداوند بيدارى كشيده ، و چشمى كه در دل شب از ترس خدا گريسته است . اصول كافى جلد 4 صفحه 234
حضرت صادق (ع ) باءبى بصير فرمود: اگر از وقوع چيزى ترس داشتى يا حاجتى خواستى بنام خدا (دعا را) آغاز كن ، و او را تمجيد كن و ستايشش كن چنانچه شايسته آن است ، و بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه و خود را به گريه وادار كن اگر چه به اندازه سرمگسى باشد، همانا پدرم هميشه مى فرمود: نزديكترين حالى كه بنده به پروردگار عزوجل دارد آنزمانى است كه در سجده باشد و گريان . اصول كافى جلد 4 صفحه 235
شنيدم حضرت صادق (ع ) مى فرمود: مردى وارد مسجد شد و پيش از ستايش بر خدا و صلوات بر پيغمبر (ص ) شروع بدعا كرد، رسول خدا (ص ) فرمود: اين بنده در (دعا و درخواست از) پروردگارش شتاب كرد، سپس مرد ديگرى وارد شد و نماز خوانده و خداى عزوجل را ستايش نمود و بر رسول خدا (ص ) صلوات فرستاد، پس رسول خدا (ص ) بوى فرمود: بخواه تا بتو داده شود.اصول كافى جلد 4 صفحه 239
حضرت صادق (ع) عليه السلام فرمود: همانا بنده اى دعا كند پس خداى عزوجل بدو فرشته (كه موكل بر انسان هستند يا دو فرشته ديگر) فرمايد: من دعاى او را باجابت رساندم ولى حاجتش را نگهداريد، زيرا كه من دوست دارم صدای او را بشنوم ، و همانا بنده اى هم هست كه دعا كند پس خداى تبارك و تعالى فرمايد: زود حاجتش را بدهيد كه دوست ندارم صدایش را بشنوم. اصول كافى جلد 4 صفحه 245
منصور صقيل گويد: به حضرت صادق (ع ) عرضكردم : بسا مردی هست كه دعا كند و دعايش مستجاب گرديده ، ولى تا مدتى (اثر آن استجابت ظاهر نگردد و) پس افتد؟ فرمود: آرى (چنين است ) عرضكردم : اين براى چيست ؟ آيا براى اينست كه بيشتر دعا كند، فرمود: آرى اصول كافى جلد 4 صفحه 245
اسحاق بن عمار گويد: بحضرت صادق عرضكردم : (ممكن است ) دعاى مردى مستجاب شده (باشد) ولى بتاءخير افتد (و اثر استجابت آن همان زمان ظاهر نگردد؟ فرمود: آرى تا بيست سال (ممكن است تاءخير افتد). اصول كافى جلد 4 صفحه 245
حضرت صادق (ع) فرمود: ميان گفته خداى عزوجل (كه بموسى و هارون در مقابل تقاضاى نابودى فرعون و پيروانش فرمود:) ((هر آينه دعاى شما باجابت رسيد)) (سوره يونس 89) و ميان نابودى فرعون چهل سال طول كشيد. اصول كافى جلد 4 صفحه 245
ابو بصير گويد: حضرت صادق (ع ) فرمود: پيوسته مؤ من در حال خير و اميدوارى است تا ماداميكه شتاب نكند پس نوميد شود و دعا را رها كند، عرضكردم : چگونه شتاب كند؟ فرمود: گويد: از فلان وقت و فلان وقت دعا كرده ام و اجابت آن را نمى بينم ؟ اصول كافى جلد 4 صفحه 246
حضرت صادق (ع ) فرمود: پيوسته دعا محجوبست (و ميانه آن و استجابش حجاب و پرده اى حائل است ) تا بر محمد و آلش صلوات فرستاده شود (كه آنگاه پرده و حائل برطرف شود). اصول كافى جلد 4 صفحه 247
حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون نام پيغمبر صلى اللّه عليه و آله برده شد بسيار بر او صلوات بفرستيد، زيرا هر كس يك صلوات بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرستد خداوند هزار بار در هزار صف از فرشته ها بر صلوات فرستد، و چيزى از مخلوقات خدا نماند جز اينكه بر اين بنده صلوات فرستد براى آنكه خداوند و فرشتگان براى او صلوات فرستند، و هر كس در اين فضيلت رغبت نكند پس او نادان و مغرور است ، و خدا و رسول و خاندانش از او بيزارند. اصول كافى جلد 4 صفحه 249
رسول خدا (ص ) فرمود: صلوات بر من و بر اهل بيت من نفاق را مى برد. اصول كافى جلد 4 صفحه 250
حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر دعائى كه خداى عزوجل بدان خوانده شود از رفتن به آسمان محجوبست تا صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 250
حضرت صادق (ع ) فرمود: اى اسحاق بن فروخ هر كه ده بار بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد خداوند و فرشتگان او صد بار بر او صلوات فرستند، و هر كه صد بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد خداوند و فرشتگانش هزار بار بر او صلوات فرستند، آيا گفتار خداى عزوجل را نشنيده اى (كه فرمايد:) ((او است آن خداوندى كه رحمت (يا درود) فرستد بر شما (او) و فرشتگانش تا برون آرد شما را از تاريكيها بسوى روشنائى و بوده است بمؤ منان مهربان )) (سوره احزاب آيه 43).اصول كافى جلد 4 صفحه 251
امام صادق عليهماالسلام فرمود: در ميزان (و ترازوى اعمال در قيامت ) چيزى سنگين تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست ، و همانا مردى باشد كه اعمالش را در ميزان گذارند و سبك باشد، پس ثواب صلوات او در آيد و آنرا در ميزان نهد پس بسبب آن سنگين گردد و (بر كفه ديگر) بچربد. اصول كافى جلد 4 صفحه 252
حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه بدرگاه خداى عزوجل حاجتى دارد بايد بصلوات بر محمد و آلش شروع كند، و سپس حاجت خود را بخواهد، و در آخر هم بصلوات بر محمد و آل محمد پايان دهد، زيرا كه خداى عزوجل كريم تر از آن است كه دو طرف (دعا) را بپذيرد، و وسط (دعا) را واگذارد (و به اجابت نرساند) زيرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نيست (و بدون بر خورد به حجابى بالا رود). اصول كافى جلد 4 صفحه 252
عبد السلام بن نعيم گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم : من وارد خانه (كعبه ) شدم و هيچ دعائى بخاطر نداشتم جز صلوات بر محمد و آل محمد؟ فرمود: آگاه باش كه هيچ كس مانند تو (در فضيلت و ثواب ) از خانه بيرون نيامده است . اصول كافى جلد 4 صفحه 252
حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه يكى از شماها نماز بخواند و در نماز خود نام پيغمبر (ص ) (و آل او) را نبرد، با اين نماز بجز راه بهشت مى رود (يعنى اين نماز او را به بهشت نخواهد برد). و رسول خدا(ص ) فرمود: هر كس كه من نزد او نامم برده شود و بر من صلوات نفرستد به دوزخ رود، پس خدايش (از رحمت خود) دور كند. و فرمود (ص ): و هر كس كه من نزدش نام برده شوم و صلوات (فرستادن ) را بر من فراموش كند از راه بهشت به خطا رفته است . اصول كافى جلد 4 صفحه 253
حضرت صادق (ع ) فرمود: هيچ مردمى ، در انجمنى فراهم نشوند كه در آن ذكر خداى عزوجل و ذكر ما نباشد جز اينكه آن انجمن در روز قيامت مايه حسرت و افسوس آنان باشد، سپس فرمود: (پدرم ) حضرت ابوجعفر عليه السلام فرمود: همانا ذكر ما ذكر خدا است و ذكر دشمن ما ذكر شيطان است . اصول كافى جلد 4 صفحه 254
حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : هيچ مردمى نباشد كه در انجمنى گرد هم آيند و نام خداى عزوجل را نبرند، و بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله صلوات نفرستند جز اينكه آن مجلس مايه حسرت و زيان بر آنها باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 255
حضرت صادق (ع) فرمود: خداى عزوجل به موسى وحى كرد: اى موسى به زيادى مال شاد مشو، و ذكر مرا در هر حالى وا مگذار (از ياد من غافل مشو) زيرا زيادى مال گناهان را فراموش سازد، و واگذاردن ذكر من دلها را سخت كند.اصول كافى جلد 4 صفحه 256
حضرت صادق (ع ) فرمود: شيعيان ما آنهائى هستند كه هرگاه تنها باشند ذكر خدا بسيار كنند. اصول كافى جلد 4 صفحه 259 ( در حالت تنهایی به یاد خدا هستند و گناه نمی کنند )
حضرت صادق (ع ) فرمود: تسبيح فاطمه زهراء عليهاالسلام از جمله ذكر بسيارى است كه خداى عزوجل فرموده است : ((خدا را ياد كنيد ياد كردن بسيار)) (سوره احزاب آيه 41). و نيز مانند اين حديث را سعيد اعرج از آن حضرت عليه السلام روايت كرده است . اصول كافى جلد 4 صفحه 259
و نيز آن حضرت عليه السلام فرمود: همانا بنده اى به خداى عزوجل حاجتى دارد، و به ثناء و ستايش بر خدا و صلوات بر محمد و آل محمد شروع كند تااينكه حاجت خود را فراموش كند (و سرگرم ثناء بر خدا و صلوات شود) پس خداوند حاجت او را بر آورد بى آنكه درباره آن درخواستى كرده باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 261
ابى مفراى خصاف در حديث مرفوعى از اميرالمؤ منين عليه السلام حديث كند كه فرمود: هر كس خداى عزوجل را در نهان ياد كند (از جمله كسانى است كه ) ذكر خدا را بسيار كرده ، زيرا منافقان را شيوه اين بود كه آشكارا (پيش مسلمانان ) ذكر خدا مى كردند ولى در نهان ذكر خدا نمى كردند، پس خداى عزوجل فرمود: ((خود نمائى كنند به مردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى )) (سوره نساء آيه 142). اصول كافى جلد 4 صفحه 262
حضرت صادق (ع ) فرمود: كسيكه در ميان بى خبران ياد خداى عزوجل كند مانند كسى است كه در ميان جنگجويان (فرارى يا آنانكه هستند ولى جنگ نكنند) باشد، و (تنها) بجنگد (و از ديگران دفاع كند). اصول كافى جلد 4 صفحه 263
حضرت صادق (ع ) فرمود: چون نماز صبح و مغرب را خواندى هفت بار بگو: ((بسم اللّه لرحمن الرحيم : لا حول و لا قوة الا باللّه لعلى العظيم )) زيرا همانا هركس آنرا بگويد ديوانگى و خوره و پيسى و هفتاد نوع (ديگر) از انواع بلا باو نرسد. اصول كافى جلد 4 صفحه 304
حضرت ابوالحسن (حضرت كاظم و يا حضرت رضا عليهما السلام ) فرمود: چون نماز مغرب را خواندى پايت را نكش و با كسى سخن مگو تا صدبار بگوئى : ((بسم اللّه لرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم )) و صد بار هم پس از نماز صبح بگو، پس هر كه آنرا گويد خداوند از او صد نوع از انواع بلا دفع كند كه از آن انواع است : پيسى و خوره و (بلائى كه از) شيطان و سلطان (رسد).اصول كافى جلد 4 صفحه 304
حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: خدا رحمت كند بنده اى را كه از خداى عزوجل حاجتى بخواهد و در دعاى درباره آن پافشارى و اصرار كند، خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود، و اين آيه را تلاوت فرمود (كه ابراهيم عليه السلام فرمايد:) ((و دعاكنم بدرگاه پروردگار خود شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم )) (سوره مريم آيه 48). اصول كافى جلد 4 صفحه 224
مجلسى (ره ) گويد: حاصل معناى حديث اينست كه : براى تاءخير در اجابت دعا اصرار ( در دعا کردن ) را رها نكند و استشهاد به آيه براى آنست كه ابراهيم (عليه السلام ) اظهار اميدوارى و بلكه اطمينان كرد زيرا لفظ ((عسى )) براى اثبات است باينكه دعا بدرگاه خداوند موجب عدم شقاوت او گردد... و متحمل است كه در كلام تقديرى باشد يعنى پس از پافشارى و اصرار راضى شود چه باجابت رسد و چه نرسد و دنبالش بر خداوند اعتراض نكند و بدگمان باو نشود پس استشهاد به آيه باينست كه حمل شود بر اين معنا كه : ((اميد است كه دعاى من سبب شقاوت و تيره بختى من نگردد)). و متحمل است كه ذكر آيه شريفه فقط بخاطر بيان فضيلت دعا باشد.
حضرت صادق (ع ) فرمود: خداى تبارك و تعالى ميداند كه بنده اش چه ميخواهد هرگاه بدرگاهش دعا كند، ليكن دوست دارد كه حاجتها بدرگاهش شرح داده شود پس هرگاه دعا كردى حاجتت را نام ببر.
و در حديث ديگرى گويد: كه فرمود: خداى عزوجل حاجت تو را مى داند و نيز داند كه تو چه خواهى ولى دوست دارد كه حاجتهاى (خود را) بدرگاه او شرح دهى . اصول كافى جلد 4 صفحه 225
حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا را در چهار هنگام بخوانيد: هنگام وزيدن بادها، و (گاه ) بر طرف شدن سايه ها (يعنى هنگام ظهر)، و (نزد) فرو شدن باران ، و (هنگام ) ريخته شدن اولين قطره خون مؤ من (در جهاد يا غير آن ) زيرا در اين چيزها درهاى آسمان باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 226
حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرموده است : دعا را در چهار جا غنيمت شماريد: نزد قرائت قرآن ، و نزد گفتن اذن ، و نزد آمدن باران ، و نزد برخورد كردن دو صف (از مؤ منين و كفار) براى جنگ . اصول كافى جلد 4 صفحه 226
حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه دل يكى از شما رقت كرد (و نرم شد) در آن حال دعا كند، زيرا دل تا پاك نشود رقت نكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 227
مجلسى (ره ) گويد: رقت ضد قساوت است و نشانه رقت دل گريه است ، و حاصل اينكه رقت نشانه پاكى دل از دغلى و حسد و افكار باطله و خيالاتى است كه انسانرا از توجه به خداى تعالى سرگرم كند، و خلوص و پاكى دل نشانه و سبب اجابت دعاء است .
حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه می خواهد شاد شود و دعايش به اجابت رسد بايد كسب خود را پاك و حلال كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 241
و نيز آنحضرت عليه السلام فرمود: دعا كننده و آمين گو در مزد و اجر شريكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 242
حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: هرگاه يكى از شماها دعا كند پس عموميت دهد (و همه را دعا كند) زيرا كه آن باجابت نزديكتر است . اصول كافى جلد 4 صفحه 242
احمد بن محمد بن ابى نصر گويد بحضرت ابى الحسن (رضا) عليه السلام عرضكردم : قربانت : من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كرده ام و از تاءخير اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده است ؟ فرمود: اى احمد مبادا شيطان بر (دل ) تو راهى باز كند، تا تو را نا اميد كند همانا امام باقر عليه السلام مى فرمود: هر آينه مؤ من حاجتى از خدا بخواهد و اجابت آن پس افتد براى محبوبيت صدایش (نزد خداوند) و شنيدن صداى گريه اش ، سپس فرمود: بخدا سوگند آنچه خداى عزوجل براى مؤ منين از آنچه خواهند پس اندازد، بهتر است براى ايشان از آنچه زود بآنها عطا فرمايد، و دنيا چيست ؟ امام باقر عليه السلام مى فرمود: سزاوار است براى مؤ من كه دعايش در حال آسايش همانند دعاى او در حال سختى باشد، و چون باو داده شد (آنچه درخواست كرده از دعا) سست نشود، پس تو از دعا خسته مشو زيرا كه دعا نزد خداى عزوجل منزلتى دارد (بس بزرگ ) و بر تو باد بشكيبائى و دنبال روزى حلال رفتن ، و صله رحم كردن و مبادا با مردم اظهار دشمنى كنى ، زيرا كه ما خاندانى هستيم كه پيوند كنيم با هر كه از ما ببرد، و نيكى كنيم بهر كه بما بدى كند، پس بخدا سوگند در اين كار سرانجام نيكودى ببينيم (چه در دنيا و چه در آخرت )، همانا كسى كه در اين دنيا داراى نعمت است اگر هر گاه درخواست (چيزى از خدا) كند و باو داده شود (حرصش زياد گردد) و جز آنرا نيز بخواهد، و (در نتيجه ) نعمت خدا در چشم او كوچك و خوار گردد، و از هيچ چيز سير نشود، و چون نعمت فراوان شود مسلمان از اينراه بخطر افتد، (و اين خطر) بخاطر آن حقوقى (است ) كه بر او واجب شود، و بخاطر آن چيزى است كه بيم آن رود بواسطه اين حقوق در فتنه و آزمايش افتد (و در اءداء آنها كوتاهى كند)، بگو بدانم كه اگر من بتو چيزى گفتم بدان وثوق و اعتماد دارى ؟ عرضكردم : فدايت گردم اگر من بگفته شما اعتماد نكنم پس بگفتار چه كسى اعتماد كنم با اينكه شما حجت خداوند بر خلق او هستى ؟ فرمود: پس تو بخدا (و وعده ها و گفتارهاى او) اعتمادت بيشتر باشد، زيرا خداوند بتو وعده اجابت داده است (يا اينكه اجابت دعاى تو بموعودى واگذار شده ) آيا خداى عزوجل نفرمايد: ((و هرگاه پرسندت بندگان من از من ، پس همانا من نزيكم و اجابت كنم دعاى آنكه مرا خواند)) (سوره بقره آيه 186)؟ و فرموده است : ((نوميد نباشيد از رحمت خدا)) (سوره زمر آيه 53) و نيز فرموده است : ((و خدا نويدتان دهد بآمرزش و فضل )) (سوره بقره آيه 268) پس تو به خداى عزوجل اعتمادت بيشتر باشد از ديگران ، و در دل خود جز خوبى راه ندهيد، كه شما آمرزيده ايد. اصول كافى جلد 4 صفحه 243
امام صادق (ع) : راوی گوید امام صادق (ع) عرض کرد : آیا از ریشه اسلام و شاخه اسلام و قله بلند اسلام با خبرت سازم ؟ من گفتم : آری ، امام صادق (ع) فرمود : ریشه اسلام نماز است و شاخه اسلام زکات است و قله بلند اسلام جهاد در راه خداست ، حضرت صادق (ع) عرض کردند : آیا از درهای خیر ، با خبرت سازم ؟ بدان که روزه سپر آتش است. گزیده کافی جلد 3 صفحه 125
امام صادق (ع) : اجر و پاداش کسی که افطار می دهد مانند اجر و پاداش روزه گیران است. گزیده کافی جلد 3 صفحه 127
امام صادق (ع) : موقعی که هلال ماه رمضان آشکار میشد ، امام صادق (ع) می گفت : (( بار خدآیا این ماه مبارک را با صلح و صفا بر ما وارد کن ، همراه با یقین و ایمان و نیکی و احسان ، با موفقیت ما به طاعتی که دوست داری و از ما خشنود میشوی )) گزیده کافی جلد 3 صفحه 128
امام صادق (ع) : به امام صادق (ع) عرض شد : اگر کسی روز سی ام شعبان روزه بگیرد و بعدا معلوم شود که اول ماه رمضان بوده است ، روزه او چه صورت دارد ؟ امام صادق (ع) فرمودند : با توفیق الهی به روزه اول ماه رمضان موفق شده است. گزیده کافی جلد 3 صفحه 132
امام صادق (ع) فرمود : هرگاه روزه گرفتی ، باید گوش و چشم و مو و پوست و همه اعضایت روزه بگیرد ، ( باید چیزهای خلاف گوش نکنی ، باید با چشمهایت به چیزی که خدا حرام فرموده نگاه نکنی ، باید بدنت را به نامحرم نزنی ) امام صادق (ع) فرمود : باید روزی که روزه میگیری با روزهای دیگری که روزه نیستی فرق کند. گزیده کافی جلد 3 صفحه 134
امام صادق (ع) : روزه گرفتن تنها جلوگیری از خوردن و آشامیدن نیست . مریم مادر عیسی (ع) گفت : (( من نذر کرده ام که برای خدای رحمان روزه باشم )) یعنی جز به ستایش خدای رحمان ، دهان خود را باز نکنم . اگر روزه گرفتید ، زبان خود را حفظ کنید . چشم خود را از نگاه کرده به چیزهای حرام ببندید ، نزاع مکنید ، حسادت نکنید ، رسول خدا (ص) : شنید که یکی از بانوانش با دهان روزه خادم خود را فحش می دهد ، رسول الله (ص) فرمود : تا برایش خوراکی حاضر کنند و بعد به آن خانم گفت : میل کنید . خانم گفت : من روزه هستم ، رسول خدا (ص) به او گفت : (( چگونه روزه ای هستی که خادم خود را دشنام می دهی ؟ روزه گرفتن تنها جلوگیری از خوردن آب و غذا نیست )) امام صادق (ع) فرمود : هرگاه روزه گرفتی و دهان خود را از نوشیدنی و خوردنی بستی ، باید گوش و چشم تو نیز از حرام و ناشایست بسته شود ، بحث و جدل مکن ، خادمت را با نیش زبان آزار مده ( خادمت را با ناسزا اذیت مکن ) ، آرامش و وقاری که ویژه روزه داری است را از دست مده . مبادا روزی که روزه هستی اعمالت با روزهای قبل یکسان باشد. گزیده کافی جلد 3 صفحه 135
امام صادق (ع) : راوی گوید از امام صادق (ع) پرسیدم : کسی که میخواهد روزه بگیرد ، باید سحری بخورد ؟ امام (ع) فرمود : لازم نیست سحری تناول کند ، اما در ماه رمضان بهتر آن است که سحری تناول کند ، ما اهل بیت دوست داریم که سحری ماه رمضان ترک نشود. گزیده کافی جلد 3 صفحه 140
امام صادق (ع) فرمودند : در هر شب ماه مبارک رمضان ، هنگام افطار بگو : (( سپاس خدا را که با یاری او روزه گرفتیم و با روزی او افطار کردیم . بار خدآیا روزه این روز را از ما بپذیر و باز هم ما را یاری کن تا سایر روزهای این ماه روزه بگیریم.ما را در این ماه سالم بدار تا روزه های آن را با سهولت و عافیت ادا کنیم.سپاس خدا را که توفیق داد و روزه یک روز را سپری کردیم )). گزیده کافی جلد 3 صفحه 141
امام باقر (ع) : انسان روزه دار ، میتواند داخل آب برود و بر سر خود آب بریزد ، با پیراهن تر بدن خود را خنک کند ، با یک بادبزن حصیری خیس خود را باد بزند ، اما نباید سر خود را در آب فرو ببرد. گزیده کافی جلد 3 صفحه 155
از امام صادق (ع) پرسیده شد : کسی که روزه است ، میتواند حجامت کند ؟ امام صادق (ع) فرمود : بله می تواند ، ولی در صورتی که باعث ضعف بدن نشود. گزیده کافی جلد 3 صفحه 157
از امام صادق (ع) پرسیده شد : کسی که روزه است ، میتواند مسواک بزند ؟ امام صادق (ع) فرمود : بله ، در هر ساعتی از ساعات روز که مایل باشد ، میتواند مسواک بزند. گزیده کافی جلد 3 صفحه 160 توجه : مسواک زدن با خمیر دندان اشکال دارد ، زیرا مواد آن جذب میشود.
امام صادق (ع) : مانعی ندارد که در حال روزه خلط دهان را فرو ببرند. ( اگر خلط در دهان بیاید نباید آن را فرو برد ، و باید بیرون انداخت ) گزیده کافی جلد 3 صفحه 162
مولا علی (ع) اجازه نمی داد که در حال روزه خود را با مشک آهو معطر سازند. گزیده کافی جلد 3 صفحه 161
امام صادق (ع) : اگر کسی در ماه رمضان مسافرت کند ، باید روزه خود را افطار کند ، ولی اگر در اثر جهالت و نادانی روزه بگیرد ، روزه او قضا ندارد. گزیده کافی جلد 3 صفحه 177
حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) چنان بود كه روزى سيصد و شصت بار خدا را حمد (ستايش ) مى كرد بشماره رگهاى بدن ، (و اينگونه مى فرمود: ((الحمد للّه رب العالمين كثيرا على كل حال )) (يعنى ستايش مخصوص پروردگار جهانيانيست بسيار بر هر حال ). اصول كافى جلد 4 صفحه 264
حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: بهترين دعا استغفار (و آمرزش خواهى ) است . اصول كافى جلد 4 صفحه 265
امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه بنده استغفار كند (و از خداوند آمرزش خواهد) نامه عملش بالا رود در حاليكه مى درخشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 266
حضرت رضا عليه السلام فرمود: مثل استغفار (و ريختن گناهان بسبب آن ) چون برگى است بر درختى كه (در فصل پاييز آن درخت ) بجنبد و آن برگ بريزد، و كسيكه از گناهى استغفار كند و باز آنرا انجام دهد مانند كسى است كه پروردگار خود را مسخره كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 266
حضرت باقر (ع ) فرمود: دعائى كه بيشتر اميد استجابت آن مى رود و زودتر باجابت رسد دعا براى برادر دينى است در پشت سر او.اصول كافى جلد 4 صفحه 269
حضرت صادق (ع ) در تفسير گفتار خداى تبارك و تعالى : ((و مى پذيرد از آنانكه ايمان آوردند و كردار نيك كردند، و بيفزايد براى ايشان از فضل خويش )) (سوره شورى آيه 25) فرمود: مقصود مؤ منى است كه براى برادر (دينى ) خود در پشت سر او دعا كند، پس فرشته براى دعاى او آمين گويد، و خداى عزيز جبار فرمايد: براى تو است دو برابر آنچه (براى برادرت ) درخواست كردى ، و آنچه (نيز براى او) درخواست كردى ، بخاطر اينكه او را دوست داشتى بتو داده شد (و دعايت در حق او مستجاب شد). اصول كافى جلد 4 صفحه 270
امام صادق (ع) : سه چیز است که اگر در کسی باشد به خوبی و نیکوکاری او امیدی نباشد : 1.کسی که از عیب شرم ندارد ( کسی که از گناه کردن شرمی نداشته باشد و بی باک گناه کند ) 2.در خلوت و تنهایی از خدا نترسد و گناه کند 3.در پیری ( ازگناه ) دست نکشد. روضة الکافی جلد 2 صفحه 21